فیلم کمدی تنها در خانه 2 | ویتیمو
توضیحات
خانوادهٔ مککالیستر تصمیم دارند تا برای تعطیلات کریسمس به پاریس بروند. شب قبل از سفر، آنها در خانه کیت و پیتر که در منطقهای در شیکاگو قرار دارد، جمع میشوند. کوین، کوچکترین پسر کیت و پیتر، به دلیل ناپختگی، مورد تمسخر خواهر و برادرها، پسرعمو و دخترعموهایش قرار میگیرد. کوین پس از درگیری با برادر بزرگترش باز، که در آن بلیت هواپیمای کوین ناخودآگاه دور انداخته میشود، ناخواسته شام خانواده را خراب میکند. در نتیجه کیت او را به اتاق زیرشیروانی میفرستد. کوین مادرش را بهخاطر اینکه به بقیه افراد خانواده اجازه میدهد که او را اذیت کنند، سرزنش و آرزو میکند تا خانوادهاش ناپدید شوند. در طول شب، وزش باد شدید باعث قطعی برق میشود و ساعت زنگدار را از کار میاندازد و باعث خواب زیاد خانواده میشود و به دلیل این که دیرشان شده سریع آماده میشوند. در سردرگمی و عجله برای رسیدن به فرودگاه، آنها کوین را بهطور تصادفی فراموش میکنند. کوین از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که خانه خالی است و ماشینهای اعضای خانواده هنوز در گاراژ است. غافل از اینکه آنها ونهایی را برای رفتن به فرودگاه اجاره کردهاند. او که فکر میکند آرزویش محقق شده است، از آزادی تازه یافتهاش بسیار خوشحال است. پس از مدتی، کوین از همسایه کناریاش، «پیرمرد» مارلی، که شایعه شده است یک قاتل زنجیرهای است که خانوادهاش را به قتل رسانده است، میترسد. خانه مککالیستر، توسط «راهزنان خیس»، هری و مارو، یک جفت سارق که به خانههای خالی دیگر در محله نفوذ کردهاند، تحت تعقیب قرار میگیرد. کوین آنها را فریب میدهد و آنها فکر میکنند که خانوادهاش هنوز در خانه هستند. او آنها را مجبور میکند که برنامههای خود را برای سرقت از خانه مککالیستر به تعویق بیندازند. کیت در اواسط پرواز متوجه میشود که کوین جا مانده است و خانواده پس از رسیدن به پاریس متوجه میشود که تمام پروازهای دو روز آینده رزرو شده است و خطوط تلفن خانهها در شیکاگو هنوز قطع است. پیتر و بقیه اعضای خانواده در آپارتمان برادرش میمانند، درحالی که کیت موفق میشود با هواپیما به اسکرانتون، پنسیلوانیا برگردد اما موفق نمیشود پروازی به شیکاگو پیدا کند. او با گاس پولینسکی، عضو اصلی یک گروه موسیقی درحال سفر آشنا میشود، که به او پیشنهاد میدهد تا با آنها در یک ون درحال حرکت به شیکاگو سفر کند. در شب کریسمس، هری و مارو بلاخره متوجه میشوند که فقط کوین در خانه است و کوین صبحتهای آنها را درمورد نقشههای نفوذ به خانه در همان شب میشنود. کوین دلتنگ خانوادهاش میشود و از شبیهساز محلی بابا نوئل میخواهد که اگر میتواند خانوادهاش را برای کریسمس برگرداند. او به کلیسا میرود و اجرای یک گروه کر را تماشا میکند، درنهایت او دوباره با مارلی روبرو میشود و او میگوید که شایعات درموردش دروغ است. مارلی به نوهاش در گروه کر اشاره میکند و میگوید که هرگز او را ملاقات نکرده است زیرا او دختر پسرش است. کوین به مارلی پیشنهاد میکند که با پسرش آشتی کند. کوین به خانه برمیگردد و تلههای انفجاری جاسازی میکند. هری و مارو وارد تلهها میشوند و صدمات مختلفی متحمل میشوند. کوین با پلیس تماس میگیرد و این دو نفر را به خانه خالی همسایهای میکشاند که آنها قبلا به آن نفوذ کرده بودند. هری و مارو، کوین را به دام میاندازند و آماده میشوند تا انتقام خود را از او بگیرند، اما مارلی مداخله میکند و با بیل برفی خود آنها را از پا در میآورد. پلیس از راه میرسد و هری و مارو را دستگیر میکند و تمام خانههایی را که بهدلیل عادت آنها به ایجاد سیل، به آنها نفوذ کرده بودند را شناسایی میکند. در روز کریسمس، کوین بعد از اینکه متوجه میشود که خانوادهاش هنوز برنگشته است، ناامید میشود. اما کیت به خانه برمیگردد و آنها آشتی میکنند. بقیه اعضای خانواده پس از انتظار در پاریس برای پرواز مستقیم به شیکاگو، بازمیگردند. کوین درمورد برخوردش با هری و مارو سکوت میکند، اگرچه پیتر دندان طلایی هری را پیدا میکند. سپس کوین با خوشحالی شاهد دیدن مارلی با پسر، عروس و نوهاش است.